بهبهان ای شهر پرآواز من ای تو خاک آخر و آغاز من
خاکت از هر خاک پاکی بهتر است در حریم عشق خاکت گوهر است
مهر تو در نای دل جا کرده است دل بهشت خویش پیدا کرده است
کوه و دشتت دفتر درس دل است وصف تاریخت برایم مشکل است...
علی خادمیون
برای مشاهده کامل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
این فایل قسمتی از نوار شماره6 زنده یاد «سید محمد سید» است. یکی از دلایلی که مرحوم سید این نوار را به همشهریان ارائه نمود معضلی است که تقریباً مبتلابه تمامی بهبهانی هاست و ناخودآگاه بدان عمل می کنند و این معضل چنین است که همه ما بدون توجه با دست خود تیشه به ریشه لهجه بهبهانی میزنیم و به عبارتی این لهجه شیرین را زنده به گور می کنیم. مرحوم سید معتقد است که فارسی صحبت کردن ما با فرزندانمان (بدون هیچ سوء نظری) باعث نابودی لهجه بهبهانی در آینده ی نزدیک خواهد شد...
برای شنیدن شرح این معضل و شعر "کوگ و کلا" با همین مضمون با گفتار شیرین «سید محمد سید» ، به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب
تا هول ولوی مکه و سوغات اته جونم
خم تا پس دروازه نمیشم یه مدونم
اندفه نه چی مه که خروس سر بونم
سید محمد سید
برای مشاهده کامل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
بهبهو شهر گل و نرگس و شهر هنرن
شهر شعرو ادب و عارف اهل سحرن
شاعری توش گپ و بیدن مث شوقی که هنی
هر کلومی که وشاش گفته وبو مثل زرن
ته قناعت و وفا می زن بیبونی نی
دوترونی ته نجابت یکی یی پخته ترن
سید محمد سید
چشم سي مس تو حال دل ما مي دو ؟ نه!
لو شيرينت متل مهر وبفا مي دو؟ نه !
ته شبسون دلم ،بورگ تو محراب دوعان
كافر چشم تو محراب دوعا مي دو؟ نه!
تال سي ديم سهي بخت دلم بسه گرو...
برای مشاهده کامل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب

بهار بهبهو وُ صَحری بشیرنذیر
پُوبی اَ خُو که دِگِه مُوسِم بهارندی مجال رَهتِنِ صحرا اَ دیم یارِندی
اَ هر کجا که مِرسَّه مِبینِه سُوزیرن بهارکو بنظرمی که بَهز پارندی
اَدُو برَه اَتُه صحری بشیرنذیر و بِبی اَبَسکی گُل زدِه دِرعین لالِه زارندی
تِه غلّه ها اَگُلِ جور بِجور سِی میکُو بُهُندِه هاسی خُوشُو دُور پَرز خارندی
گُل خِمیرِک و شبّوو وُ یاس وُ چِش دَردَی مِیونِ هرچی گُلِه خوبتِر دیارندی
بشیرنذیر ای فََصلَه هَوُی بهشتی رن اَ سیکِه رونق یه موسم بهارندی...
برای مشاهده کامل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
انـدر دل مـا دل افـروز تـوئی
یـاران هستند لیک دلسـوز تـوئی
شادند جهانیان به نـوروز و به عیـد
عیـد من و نـوروز من امـروز تـوئی

In harmony with the rebirth of nature, the Iranian New Year
Celebration, or NOROOZ, always begins on the first day of
spring. Nowruz ceremonies are symbolic representations of
two ancient concepts - the End and the Rebirth; or Good and
Evil. A few weeks before the New Year, Iranians clean and
rearrange their homes. They make new clothes, bake pastries
and germinate seeds as sign of renewal. The ceremonial
cloth is set up in each household. Troubadours, referred
to as Haji Firuz, disguise themselves with makeup and wear
brightly colored outfits of satin. These Haji Firuz, singing
and dancing, parade as a carnival through the streets with
tambourines, kettle drums, and trumpets to spread good
cheer and the news of the coming new year.
The origins of NoRuz are unknown, but they go back several
thousand years predating the Achaemenian Dynasty.
The ancient Iranians had a festival called "Farvardgan"
which lasted ten days, and took place at the end of the solar
year. It appears that this was a festival of sorrow and
mourning, signifying the end of life while the festival of
NoRuz, at the beginning of spring signified rebirth, and was a
time of great joy and celebration




